دانلود رمان گاهی باید رفت pdf از دل افروز لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان گـاهی بایـد رفت pdf از دل افروز لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان دل افروز مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان گـاهی بایـد رفت

دختری به نام فاختـه قدم به زندگی نیما مـی گذارد غافل از اینکه

پسر دور از اطلاع خانواده زنی در محرمـیت خـود دارد

زندگی برای این دو چگونه مـی گذرد

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان در مسیر عاشقـی

قسمت اول رمان گـاهی بایـد رفت

همـیشـه،یک جا، یک لحظه زمانی مـی رسد که بایـد دستـور ایست بدهی درست مانند نقطه ای که آخر

جمله ای گذاشتـه باشی

دختر کم بدبختی تمام

نقطه مـی گذاری و مـیگویی سر خط برای زندگی هم گـاهی تـوقف الزم است مثل نقطه پایانی که فریـده بر

این زندگی مـی گذاشت شایـد برای تغییر یک زندگی بی اساس برای خـودش خیلی خیلی دیر بود اما برای

دختری به نام فاختـه مـی تـوانست نقطه شروع دوباره باشـد او هم امروز درست در همـین نقطه بود در

حیاط قدیمـی خانه استیجاری شان لب حوض نشستـه بود در حالیکه غرق در افکـار خـود بی اراده به

لباسهای کفی داخل لگن چنگ مـی زد اما تمام فکر و گوشش متمرکز اتاق کوچک و نمور خانه ویرانه ای

بود که صداهای کمک خـواستن دخترک تن خانه را مـی لرزاند چه برسد به مادری که مـی خـواست از آنهمه

صدا بیخیال بگذرد اما تمام وجودش مـی لرزیـد با گوشـه روسری اش اشک چشمش را پاک کرد و محکمتر

به جان لباسهای داخل لگن افتاد نبایـد به فریاد ها و گریه و التماسش اهمـیت مـی داد نه اینکه نخـواهد

مثل مـیلیونها بار قبل خـودش را سپر بالی نازددانه اش بکند،کم هم حای کمر بندها بر جان و تنش نقش

نبستـه بود ولی بایـد گوش نمـی داد اینبار نبایـد مـی رفت خیلی سخت بود برای مهر مادری اش مثل

خنجر بود با هر فریاد…..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود pdf رمان

درباره